
در این مدت وبلاگ نویسی سینمایی مطالب زیادی از همه ی بازدید کنندگان یاد گرفتم که امیدوارم در بهتر کردن زندگی برایم مفید باشد. اما بعد از حدود ۴ سال کار وبلاگ نویسی در زمینه های مختلف، این وبلاگ به خاطر عشق به این کار و شما دوستان عزیز برایم دلچسب تر بوده. این حقیر در ابتدا برای بهتر کردن وضعیت خبررسانی بازیگر مورد علاقه اش سعی در به راه اندازی این وبلاگ نمود تا وضعیت وبلاگ های موجود با این موضوع بهتر شود که خب فکر میکنم توانسته ام این وضعیت را تا کمی بهبود یابم.
از تمامی دوستان عزیز که سعی در وبلاگ نویسی برای جانی دپ را دارند تقاضا میکنم که کار خود را با جدیت و عشق دنبال کنند و حتی اگر نیاز به وبلاگی معتبر و دارای سابقه ی کار دارید،با کمال میل این وبلاگ را در اختیارتان قرار میدهم تا بیش از نیمی از راه را رفته باشید فقط کافیست یک ایمی و یا اس ام اس بزنید.
اما این حقیر بالاخره توانست آرزوی خود در عرصه ی اینترنت را تحقق بخشد و آن راه اندازی یک سایت یا همان فروشگاه خودمان است. که بالاخره با تلاش زیاد توانستم یک فروشگاه اینترنتی راه اندازی کنم و از همین جا اعلام میکنم به تمامی دوستانی که این مطالب را میخوانند هر آنچه از دستم برآید برای بهبود وضعیت فروشگاه آنلاین در ایران انجام دهم و به شما دوستان قول تخفیف 8.5%هر محصول در فروشگاه را میدهم.فقط کافیست در آخر متن سفارشتان عبارت (جانی دپ) را بنویسید.
به هر حال طی ۱۰ ماه گذشته از مصاحبت با تک تک شما دوستان لذت بردم و دست تک تکتان را به گرمی میفشارم.
بدرود... .![]()
این خیلی قشنگه.به دلیل سایز بزرگش به صورت لینک میگذارمش.جانی دپ در نقش مد هتر در آلیس در سرزمین عجایب.

والپیپر فوق العاده زیبا از جان دلینجر
خب اینم از چندتا عکس از پشته صحنه های ۳گانه ی کارائیب...
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اینم از اورلاندو بلوم...
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
جانی دپ در نقش های و گریم های مختلف
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
عکس فوق العاده زیبا از جانی دپ و کیرا نایتلی
خب اینم از عکس ها که خیلی زیاد بودند...امیدوارم لذت برده باشید.بای![]()
![]()

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اینم ۳ تا عکس از فیلم زیبای "عزیزم گریه کن"

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
عکس جانی با بدل چارلی چالین

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

- - - - - - - - - - - - - - - - - -
اینم یه عکس دیگه از جانی دپ و تیم برتن

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

خب دیگه تا پست بعدی که با والپیپر میام بای...
|
گفتگو با جانی دپ و تیم برتون، بازیگر و كارگردان:
|
![]()
|
همكاری تیم برتون، كارگردان برجسته سینما با جانی دپ، بازیگر توانای این عرصه در فیلم «سوئینی تاد، آرایشگر شیطان صفت خیابان فلیت» یكی از تجربه های با ارزش مشترك این دو هنرمند است. «سوئینی تاد» داستان شخصی به نام بنجامین باركر (جانی دپ) است كه با قضاوتی ناعادلانه و اتهام جنایت به زندان می افتد. او پس از سال ها دوری از خانه اش در لندن، همسرش را مرده می یابد و با نام جدید سوئینی تاد آرایشگاهی باز می كند و در صدد انتقام جویی است. تیم برتون و جانی دپ به انگیزه كارگردانی و نقش آفرینی در فیلم «سوئینی تاد» گفتگویی انجام داده اند، آنچه در پی می آید، ترجمه گفتگوی مشترك آنها است: |
نویسنده:دیوید مکنا و نیک کاساوتس
کارگردان:تد دم
بازیگران:جانی دپ.پنه لوپه کروز.فرانکا پوتنه.پائول ریبنس.جوردی ملا.
محصول :۲۰۰۴
هزینه ی ساخت:
فروش سراسری:
خلاصه ی فیلم:
فیلم درباره ی راه های مختلف قاچاق حشیش.علف و کوکائین است و در این بین داستانی از زندگی فردی به نام جرج جود(جانی دپ) ساقی معروف آمریکایی را بررسی میکند که از کودکی به دلیل وضع مالی نه چندان مناسب خانواده مصمم به پولدار شدن میشود.پس بعد از رسیدن به سن قانونی با بهترین دوستش تونا به راه خلاف و خورده فروشی حشیش دست میزنند.بعد از مدتی پیشرفت عجیبی در کار خود میکنند و سرانجام به بزرگترین ساقی مواد تبدیل میشوند و... .
از آنجایی که این فیلم براساس داستانی واقعی ساخته شده و چنین شخصی با نام جرج جود و حوادثی که در این فیلم می بینیم واقعا وجود داشته اند درک این فیلم برای تماشاچی راحت تر می شود.این که جرج به دلیل دغدغه هایی که از کودکی داشته سرانجام به چنین راهی کشیده میشود موضوعی اجتماعی است که در اکثر تبهکاران به خصوص در زمینه ی پخش مواد شاهد هستیم.هر چند پدر و مادر با تمام مشکلاتی که داشته اند سعی در حفظ زندگی میکنند اما بعد از بزرگ شدن جرج روابط عاطفی نامناسب جرج با مادر کاملا مشهود است در حالیکه این روابط با پدرش کاملا فرق دارد و روابط پدر و پسری خوبی با هم دارند که دلیل آن هم تنهایی هایی است که این دو با هم داشته اند یعنی در زمانی که مادر خانه را برای مدتی ترک میکرد.
حال از همه ی این ها که بگذریم به دوران اصلی فیلم یعنی شروع به کار جرج در پخش مواد می پردازیم.استعداد عجیب جرج در این کار باعث پیشرفت سریع او میشود به طوریکه بعد از مدتی از طریق کشورهای آفریقایی و آمریکای جنوبی وارد کننده ی حشیش و علف میشود.و با تمامی این پیشرفت ها پدر و به خصوص مادر از کار جرج ناراضی هستند. در این بین رابطه ی عشقی جرج با دختری که درواقع شریک کاری اوست باعث حس مسئولیت بیش تر او میشود.اما بعد از دستگیری جرج با 660 پوند حشیش جرج در زندان متوجه سرطان خون معشوقه اش میشود و این ضربه ی بزرگی به اوست.
دیگه از داستان فیلم زیاد نمیگم و بیشتر به بررسی فیلم می پردازیم.بی شک واقعی بودن این فیلم باعث میشود تا نویسنده آن طور که خود دوست دارد فیلمنامه را ننویسد و آن طور که اتفاق افتاده داستان را بنویسد.با فرارهای متعدد جرج و دستگیری های دوباره ی او. او مجبور به تسلیم برای زندانی شدن میشود و در حالیکه تمامی درها به رویش بسته است در زندان با خلافکاری بهتر از خود آشنا میشود و خودش میگوید:در زندان با لیسانس حشیش وارد میشی و با دکترای کوکائین خارج میشی.میتوان این جمله را انتقادی ترین جمله ی فیلم از زندان های امریکایی دانست که در زندان تنبیه نمیشوی بلکه با روش های جدیدتری برای کار خلاف مواجه میشوی.
جانی دپ در صحنه ی فیلمبرداری فیلم
پلان آخر:
در پلان آخر شاهد جرج 42 ساله هستیم که در توهمی در کنار دخترش است درحالیکه دخترش هرگز به ملاقاتش نیامد.در واقع حضور این دختر در زندگیش باعث پاکی کوتاه مدت او میشود.
جانی دپ با توجه به شباهتی که با شخصیت واقعی جرج جود داد فرد مناسبی برای این نقش بوده است هر چند راسل کرو هم به این نقش می آمد اما جانی دپ در این نقش جا افتاد و صحنه های خلافکاری ها و عاطفی به خصوص با پدر و دخترش را بسیار خوب ایفا کرد.هر چند نباید از بازیه زیبای پنه لوپه کروز هم در نقش همسر کلمبیایی جرج هم گذشت که مکمل خوبی برای جرج بود.جانی دپ در علاوه بر این فیلم در فیلم هایی مانند ترس و نفرت در لاس وگاس هم نقش ساقی مواد را داشته است که تمامی این تجربه ها به او برای ایفای نقش جان دلینجر در "دشمنان ملت" کمک کرد.
نویسنده و گردآورنده:مهران خدادادی
فیلمنامه نویس:پل آتاناسیو، بر مبنای کتابی به نوشته ی ریچارد وودلی و جوزف د.پیستونه
بازیگران:ال پاچینو.جانی دپ.مایکل مادسن.برونو کربی.جیمز روسو.آن هکه و... .
سال تولید:1996
خلاصه ی فیلم:فیلم درباره ی مامور مخفی اف بی آی به نام جوزف پیستونه است که خودش را با نام دنی براسکو معرفی میکنه(جانی دپ) و وارد باند قاچاقچی میشه که یکی از اعضای حرفه ایه این باند سانی (ال پاچینو) نام داره...
دنی براسکو خودش رو به عنوان جواهرشناس معرفی میکنه و کم کم وارد باند سانی میشه اما بعد از اینکه با سانی دوستی نزدیکی پیدا میکنه و وارد خانه ی سانی میشه و به مشکلات زندگی سانی پی میبره و همینطور بدهکاریهایی که او به رئیس اصلیه خود داره دودل میشه که آیا این ماموریت رو ادامه بده یا نه؟....
دنی که خود را وارد باند قاچاق سانی میکنه بعد از مدتی کوتاه دلبستگی و رفاقتی صمیمانه با سانی ایجاد میکند که باعث ایجاد شک در ادامه ی ماموریتش میشود و از اواسط فیلم است که فیلم زیبایی و به خصوص معمایی بودن خود را از دست میدهد که این باعث روشن تر شدن داستان فیلم میشود...دوستی دنی و سانی به قدری میرسد که دنی علاوه بر ورود در باند قاچاق سانی به خانه و حریم شخصی سانی هم راه پیدا میکند و از نزدیک مشکلات سانی را میبیند که این نوعی ایجاد رابطه میان این دو نفر است که کارگردان به زیبایی این مسئله را به نمایش گذاشت.از مشخصه های بارز این دوستی میتوان به هدیه دادن دنی به سانی برای کریسمس اشاره کرد.
از این نوع فیلم ها در سینمای آمریکا و هالیوود زیاد ساخته شده که از مهمترین آن ها میتوان به "ایالت کریس" با بازی شان پن اشاره کرد که آن هم موضوعی شبیه به دنی براسکو را دنبال میکرد.

از دیگر مشخصه های این فیلم میتوان به مسائل خصوصی دنی با همسر و بچه هایش اشاره کرد ،درگیری های دنی با همسرش و جر و بحث هایشان و همینطور دوری دنی از فرزندانش باعث فشار هر چه بیشتر به دنی در این ماموریت میشد. و در پایان فیلم هم وقتی به دنی مدال شجاعت داده میشود نوعی نگرانی در او دیده میشود که حکایت از نارضایتی او میشود.در آخرین سکانس های فیلم هم سانی در جلوی در رستوران(پاتوق او) ایستاده و به دوستانش ناباوری خود از مامور مخفی بودن دنی را نشان میدهد...
در واقع میتوان به نویسندگی و کارگردانی عالی این فیلم تحسین گفت.در هر فیلمی اخرین سکانس مهمترین سکانس است که در این فیلم هم همینطور بود.مدال گرفتن دانی و نارضایتی او و مهم تر از همه بهت و حیرت سانی از دنی براسکو.
تهیه و تنظیم:مهران خدادادی
اما بعد از پایان فیلمبرداری "خاطرات عجیب و غریب" که قبلا بارها در این وبلاگ با نام "خاطرات روزانه ی رام" ترجمه شده بود،حالا کمپانی دیسنی کاوری جدید از کارائیب ۴ را نمایش داده.
همچنین جانی دپ در مراسم معرفی کارائیب ۴ با لباس "کاپتان جک اسپارو" ظاهر شد...
و اما این هم از کاور کارائیب ۴ با نام "دزدان دریایی کارائیب ۴:اتفاقات مرموز،عجیب"
در ضمن حضور جانی دپ در بتمن ۳ تکذیب شد و حالا به جای هیت لجر، مایکل کین حضور خواهد داشت.
فعلا![]()
![]()
جری براکهیمر تهیه کننده ی کارائیب 4 که در پروژه ی جدید جانی دپ "the lone ranger” در اظهاراتی جدید اعلام کرد که مراحل مقدماتی این فیلم درحال انجام است.
تنها اطلاعات درباره ی این فیلم این است که جانی دپ در نقش تونتو بازی میکند اما هنوز کارگردان کار هم معرفی نشده است.
جانی دپ در فرش قرمز دشمنان ملت درباره ی این پروژه گفته بود:
ما در مراحل اولیه ی این کار هستیم و هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد. اما من احساس خوبی دارم و پیشنهادات جالبی درباره ی نقش های این فیلم دارم.
اکران " کارائیب 4" در سال 2011: حضور دوباره ی جانی دپ در نقش کاپتان جک اسپارو...
این خبر را مسئولین کمپانی دیسنی در جشنی در میان هزاران طرفدار این کمپانی و به خصوص 3 گانه ی "دزدان دریایی کارائیب" اعلام کردند و در این لحظه بود که جانی دپ بر روی صحنه آمد. این خبر به طور قطعی بعد از اما و اگرهای زیاد اعلام کردند.
در این جشن چهره های مطرح دیگری مانند جان تراورتا.نیکلاس کیج و تیم برتن هم حضور داشتند.
خب دوستان من چندروزی به دلیل اسباب کشی![]()
نیستم... .
تا بعد![]()
خب بالاخره بعد از مدت ها تعویق در اکران این فیلم سرانجام کمپانی فیلم سونی اعلام اکران این فیلم در کریسمس را در آمریکا اعلام کرد که با توجه به زمان اکران میتواند مورد توجه جشنواره های مختلف فیلم در سراسر دنیا از جمله آمریکا قرار گیرد.
لازم به ذکر است که "تخیل دکتر پارناسوز" به کارگردانی تری گیلیام و آخرین بازیه هیت لجر است که بعد از مرگ او جانی دپ.جودی لاو و کولین فارل نقش وی در این فیلم را تکمیل کردند.

موفق باشید...
نظر یادتون نره...
برای جبران این اشتباه موزیک متن زیبای "مرد مرده" رو برای دانلود میذارم...
با پسوند mp3 و حجم ۳.۱۸MB
ادوارد دست قیچی(Edward Scissorhand )

کارگردان:تیم برتون
فیلم نامه:تیم برتون. کارولین تامپسون
موسیقی:دنی الفمن
تهیه کننده:تیم برتون.دنیس دینووی
بازیگران:جانی دپ.وینونا رایدر.دنی ویلست.آنتونی مایکل هال.کتی بیکر.رابرت اولی بریو وینسلت پرایس.
محصول 1990 آمریکا
خلاصه ی داستان:
در کوهستانی در یک شهر کوچک مخترع پیری زندگی میکرده که در حین ساختن یک انسان میمیرد و دستهای این اختراع نیمه تمام می ماند و به صورت قیچی باقی می ماند.در این شهر زنی که تبلیغات محصولات آرایشی رو به عهده داشته متوجه خانه ی بزرگی بر روی کوهستانی در نزدیکی شهر میشود و با فکر فروش محصولات خود به آن خانه میرود و متوجه مردی با دستهای قیچی مانند میشود که او همان ادوارد دست قیچی است.او تصمیم میگرد که ادوارد را با خود به شهر ببرد تا با او زندگی کند...به زودی همه ی شهر متوجه او میشوند و برای دیدن او لحظه شماری میکنند.ادوارد بعد از مدتی علاقه مند به دختر جوان (کیم)میشود و البته به آرایشگری روی می آورد وکم کم متوجه وقایعی در این دنیا میشود.
اولین همکاری جانی دپ و تیم برتون با این فیلم رقم خورد.فیلمی که سکوی پرتابی برای هر دوی آنها بود.
داستان را راوی فیلم(کیم) برای نوه ی خود تعریف میکند.این فیلم دارای جنبه های مختلفی است که از جمله تخیلی بودن تقریبی آن.همانطور که همه میدانیم تنها کسی که میتواند روح در بدن انسان ایجاد کند خداوند است و هیچ کس جز او قادر به انجام این کار نیست...در این فیلم میبینیم که ابتدا مخترع ادوارد سعی میکند تا به او کارهایی همچون خوردن.خندیدن.گوش دادن و صحبت کردن را یاد بدهد و برای او داستان تعریف میکند تا او را با محیط دنیایی آشنا سازد.
اما این مسئله که او بتواند قدرت درک و عواطف و احساسات داشته باشد کمی اغراق آمیز است به طوریکه در ادامه میبینیم که او به دختری دل میبندد و تمام سعی و تلاش خود را برای جلب توجه او میکند.حتی زمانی که یکی از زن های شهر سعی در ایجاد رابطه با او میکند از او دست میکشد.قطعا اگر این عواطف در ادوارد وجود نداشت این فیلم درست از آب در نمی آمد.البته در پایان فیلم هم میبینیم که ادوارد فنا ناپذیر است و این یکی دیگر از جنبه های تخیلی بودن این فیم است.
درام فوق العاده زیبای تیم برتون به همراه بازی جانی دپ این حس را دربیننده ایجاد میکند که هر کس معلولیت جسمانی به طور خواسته یا ناخواسته دارد باید به او توجه کرد.ادوارد دست قیچی شخصیت مردی است که به طور نا خواسته در این دنیا به وجود آمده بدون اینکه چیزی از خوردن.خوابیدن.راه رفتن و تمام کارهایی که هر انسان عادی میتواند انجام دهد بداند و حالا با ناتمام ماندن کار جسمانی خود دست و پنجه نرم میکند و با ورود به دنیای واقعی متوجه وقایع جدیدی در این دنیا میشود.


۱.مجله ی empire نسخه ی سپتامبر 2009:
_ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -_
_ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - _
1.ملاقات جانی دپ با کودکان در بیمارستان great ormond street که بعد از مدت ها انجام شد.
2.بعد از مدتها دوری از خانه در شهر نایس فرانسه جانی دپ 25 اوت در فرودگاه نایس با گیتار و فنجان قهوه ای در دست دیده شد.در زیر عکسی از جانی در فرودگاه را می بینید که بعد از تور سراسری اکران دشمنان ملت و حضور در برنامه ی comic con اولین حضور وی در میان مردم بود.

جداي از تريلوژي بسيار پرفروش "دزدهاي دريايي كارائيب" و تك فيلمهايي مثل "چه چيزي گيلبرت گريپ را ميخورد؟" جاني دپ هميشه به عنوان همكار اول تيم برتون و بازيگر محبوب اين كارگردان غيرمتعارف آمريكايي و به خاطر بازي در 6 فيلم وي مشهور بوده است. اين همكاري مؤثر و خاص و ديرپا با فيلم درخشان "ادوارد دستقيچي" در سال 1990 شروع شد و با "ادوود" (94)، "اسليپي هالو" (99), "عروس جنازه"(2004) و چارلي و كارخانه شكلاتسازي"(2005) استمرار يافت و مدتي است كه نوبت به "سوئيني تاد" رسيده كه برخلاف كارهاي قبلي مشترك دپ و برتون يك فيلم موزيكال و مبتني بر ترانههاي زيبا و مشهور خالق اين نمايش يعني استيفن ساندهايم است و بر تئاتر موزيكالي متمركز و متكي است كه از موفقترينهاي ژانر خود در دو دهه اخير بوده و سالها در برادوي و لندن فروخته است. اين طبعاً اولين تجربه جاني دپ و البته تيم برتون در ژانري بسيار ناآشنا و نچسب براي آنان يعني سينماي موزيكال است، اما اكثريت معتقدند براي آنها تجربهاي موفق بوده است و كانديدا شدن دپ براي جايزه اسكار برترين بازيگر مرد نقش اول سال (جايزهاي كه در نهايت نه سهم دپ، بلكه نصيب دانيل ديلوئيس شد) نشانهاي از همين موضوع است. ببينيم خود دپ 44 ساله چه ميگويد...
شما چندي پيش اولين موزيكال خود را با "سوئينيتاد" تجربه كرديد. چطور بود؟ آيا امكان دارد چنين تجربهاي را تكرار نماييد؟
-در سال 1988 با جان واترز فيلم" "Cry baby را ساختيم كه از ديدگاهي يك موزيكال بود، اما نه آن فيل-م كاملاً موزيكال بود و نه من آوازها را ميخواندم و آن كار را به ديگران سپرده بودند. تيم برتون به واقع اولين كسي بوده كه آنقدر شجاعت داشته كه اجازه بدهد آوازها را خودم بخوانم. شايد اولي باري بوده باشد كه آواز ميخوانم، چون من معمولاً زير دوش هم ترانه نميخوانم! با اين وجود وقتي بر دغدغهها و ضعفهاي اوليه خود فايق آمدم, از حاصل كارم راضي بودم و از شرايط موجود لذت بردم. به واقع ت-رانهها و ملوديهاي استيفن ساندهايم در سويينيتاد آنقدر زيبا هستند كه من هم نميتوانم آن را خراب كنم.
نگفتيد كه بالاخره در موزيكالهاي ديگري هم شركت خواهيد كرد يا نه؟
-نه، فكر نميكنم.
سختترين قسمت كار در "سويينيتاد" كدام بود؟
-طبق قراري كه با تيم برتون گذاشته بوديم، بايد ابتدا آوازها را در داخل استوديو اجرا ميكرديم و همه چيز ضبط ميشد و سپس در موقع فيلمبرداري، آن آوازها پخش شود و تا لب بزنيم، اما وقتي فيلمبرداري شروع شد، ديديم در نميآيد و احساس و تكامل صحنه ميطلبد كه باز هم و در همان لحظات فيلمبرداري دوباره بخوانيم و با تمامي انرژيمان نيز بخوانيم.
خب، تركيب احمقانهاي ميشد، زيرا در عمل آوازها دو بار اجرا ميشد. اعتقاد تيم برتون اين بود كه اگر در زمان فيلمبرداري و برداشته شدن صحنهها بازيگران دوباره همان آوازها را اجرا نكنند، فيلم حس و حال كارهاي صامت را پيدا خواهد كرد و بازيگران در عين شلوغي و سروصدا، در سكوت گرفتار خواهند آمد. البته تعدادي از بازيگران فيلم احساس و نظري مخالف ما داشتند و ميگفتند چون يك موسيقي "از قبل آماده شده" پخش ميشود، نوعي آزادي و راحتي ذهن به آنها دست ميدهد.
آيا به هنگام خواندن سعي داشتيد اداي فرد خاصي را درآوريد و مثل يك خواننده مشخص و معروف بخوانيد؟
-نه, هيچ فرد خاصي را در ذهن نداشتم، عدهاي ميگفتند صدا و نوع خواندنات مثل ديويد بووي شده است، اما اگر هم شده باشد، غيرعمدي بوده است. با اين حال قياس شدنم با هر يك از بزرگان اين حرفه برايم يك افتخار است.
همواره گفتهايد كه قسمتي از وجودتان در هر يك از رلهاي محوله به شما وجود دارد. بنابراين كدام بخش از شما را بايد در سويينيتاد نشان كرد؟
-خب، من قبلاً نيز يكي از دو نفر را اصلاح كرده بودم و در نتيجه بخشي كوچك از زندگي حقيقيام در سويينيتاد جلوهگر شده است!
آن يكي دو نفر چه كساني بودند؟
-مطمئناً تيم برتون نبودند!
آيا زنده ماندند؟!
-بله، صددرصد. الان هم "راست راست" راه ميروند و هنوز سالم و زندهاند!
اين لهجه را از كجا و چگونه براي خودتان جور كرديد؟
-از خودم درآوردم و هيچ آدم و زبان خاصي مدنظرم نبودند.
سويينيتاد با اين قيچيها و تيغها كه در دست دارد، شبيه به هفتتيركشهاي قاتل شده است، نظرتان چيست؟
-بد نبود، اما كشتن مردم (قتل كاراكترها براساس قصه) قسمت سخت ماجرا نبود زيرا بالاخره اتفاق ميافتادند و آن چه دشوار بود، كف صابون ماليدن به صورتشان و اصلاح آنها يا كوتاه كردن موهايشان بود. اين كار واقعاً مرا ميترساند و خسته ميكرد و به واقع تيغها فقط در آن لحظات براي من آزاردهنده بودند و نه در دقايق قتل آدمها، بهرحال ما كه ذاتاً آرايشگر نيستيم.
آيا شما همسو با عدهاي اين قصه را نوعي رستگاري و تلاش كاراكترهاي اصلي براي رهايي نميدانيد؟
-چه بخواهيم و چه نخواهيم اين يك قصه انتقام و خونريزي است و شايد چنين حس و گرايشي در وجود همه ما باشد. خود من از طرفداران سرسخت اين ايده هستم و اصلاً وجود اين حس (انتقامجويي) را در خودم انكار نميكنم و هميشه آن را داشتهام.
سويينيتاد قصه فردي است كه ميخواهد از طريق بريدن سرمشتريهايش (در يك آرايشگاه) وحشتهاي نازل شده بر وي درگذشته را جبران كند و بابت آن انتقام بگيرد.
ولي آيا كاراكتر سويينيتاد در پايان قصه احساس رضايت و رهايي ميكند؟
-بله، او در خاتمه ماجرا احساس كامل بودن ميكند. اين را فيلم به ما ميگويد.
شما در برنامه Fast show شركت كردهايد. بنابراين شايعه كوشش شما براي يافتن جايي در فيلم "دكتر هو" تا چه حد صحت دارد؟
-اصلاً صحت ندارد. من هيچ كاري براي راهيابي به اين فيلم انجام ندادم، اما در مورد Fast show هر كاري كه از دستم برآمد، صورت دادم زيرا اين يكي از درخشانترين برنامههاي نمايشي است كه تا به حال ديدهام. يادم ميآيد كه به دنبال وايت هاوس (تهيهكننده آن برنامه) افتادم و بيرون درب خانهاش منتظر ماندم و يك ماسك با نمك هم روي صورتم گذاشتم تا نرم شود و مرا بپذيرد. اين طوري بود كه آن رل را بدست آوردم.
آيا واقعاً اين كارها را كرديد؟
-اين مهم نيست و نكته پر اهميت اين است كه به آن نمايش راه يافتم.
منبع:ایران نیوز
ضمیمه:
یکی از دوستان درباره ی چگونگی اجرای زیرنویس فیلم ها پرسیده بودن.برای اجرای زیرنویس فیلم ها اولا برای کیفیت بهتر و سهولت در اجرای فیلم و زیرنویس آن بهتر است با برنامه ی power dvd فیلمها را اجرا کنید.بعد از اجرای فیلم با کلیک راست کردن بر روی صفحه ی نمایش فیلم و انتخاب گزینه ی subtitle میتوانید زیرنویس های فیلم را مشاهده کنید و با کلیک بر روی هر کدام میتوانید زیرنویس مورد نظر را اجرا کنید.
جانی دپ بازیگر معروف آمریکایی در جهان علاوه بر سرگرم کردن مردم با بازیهای خارق العاده ی خود هنر باارزش نقاشی را هم دارد.استعدادی که برای اکثر طرفدارانش ناشناخته است و شما در این وبلاگ درباره ی این هنر او میشنوید و همچنین چند نقاشی زیبا از او.
ستاره ی دوست داشتنی 3گانه ی دزدان دریایی کارائیب میتواند نقاشی رنگ و روغن بکشد که البته او نقاشی های خود را از میان افراد محبوب خود انتخاب میکند.
جانی دپ:من نقاشی کردن رابا نقاشی از افراد محبوب خودم شروع کردم مثل خالق شخصیت کاپتان جک اسپارو یعنی کروک و همچنین افرادی مثل باب د یلان.نلسون آلگرن.مارلون براندو(بازیگر مورد علاقه ی جانی دپ)پت اسمیت و همسر دوست داشتنیم ونسا پارادایس و فرزندانم.همچنین من نقاشی ای از روزنامه نگاران مرحوم هانتلار و کیت ریچاردز هم کشیده ام.
جانی دپ در همین رابطه با مجله ی ونیتی فیر درباره ی سوال خبرنگار که پرسیده بود چه چیزی در نقاشی کردن را بیشتر دوست داری گفت:
خب کاری که دوست دارم انجام بدهم نقاشی کردن از صورت مردم است و به خصوص چشمهایشان.چون آدم میخواد احساسات مردم را پشت چشمهایشان ببیند و ببیند چه چیزی پشت چشمهایشان میگذرد.
منبع:the time of india
آنتونیو آرتائود:جانی دپ درباره ی او میگوید:من او را کسی میبینم که قبل از ما آمده است.کسی که میدانست،کسی که به نقطه ای از ما رسید،البته بیش تر از ما.

برای مشاهده ی سایر عکس ها از جمله عکس های ونسا۷تیم برتن و خود جانی به ادامه ی مطلب بروید.
درباره ی جدیدترین پروژه هایش توضیحاتی را داد که در زیر به سخنان کوتاه وی درباره ی کارائیب 4 و جانی دپ می پردازیم:
فکر میکنید کارائیب 4 با راب مارشال چطور پیش بره؟
من فکر میکنم عالی بشه.در ابتدا فقط قصد نوعی معامله با راب مارشال را داشتیم ولی او حس خوش مشربی دارد و این باعث دوستی بیش تر ما شد.
گویا جانی دپ میخواهد در فیلم "تونتو" tonto باشد.آیا شما او را برای lone rangerمیخواهید؟
نه.من هم ترجیح میدهم درtonto باشه.
ضمیمه:سارا خانوم امروز فیلم ها را پست کردم...فکر میکنم پنجره مخفی با زیرنویس انگلیسی باشه.
مرد مرده (Dead Man)
کارگردان: جیم جارموش
فیلم نامه: جیم جارموش
مدیر فیلمبرداری: رابی مولر
تدوین: جی رابینوویتس
موسیقی متن: نیل یانگ
بازیگران: جانی دپ، گری فارمر، رابرت میچام، جان هارت، میلی آویتال، گابریل بایرن
محصول: سال 1995آمریکا.آلمان و ژاپن
مدت زمان: 121 دقیقه
نوع فیلم:وسترن سیاه و سفید
هزینه ی ساخت:9 میلیون دلار
فروش در آمریکا:1.025.488 دلار
خلاصه داستان:
ویلیام بلیک (جانی دپ) یک حسابدار است که پس از فوت والدین و جدا شدن از نامزدش در پی یافتن یک پستِ حسابداری راهی کارخانه ای در غرب و در شهری به نام ماشین، که سرمایه دار خشنی به نام جان دیکنسون (رابرت میچام) آنرا اداره میکند، می شود. اما در آنجا بزودی متوجه می شود که شغل وی در کارخانه به کسی دیگر داده شده و پس از اینکه توسط دیکنسون و سایر کارکنان مورد تمسخر قرار می گیرد به شهر باز می گردد. همان شب با دختری به نام تل (میلی آویتال) که در گذشته معشوقه چارلی (گابریل بایرن) پسر دیکنسون بوده، آشنا می شود. اما در لحظه معاشقه ویلیام با تل، چارلی نابهنگام سر می رسد و این اتفاق منجر به یک درگیری می شود که در پی آن تل و چارلی کشته و ویلیام به شدت زخمی می شود و از شهر می گریزد. دیکنسون پس از اطلاع از موضوع چند نفر آدم کش را برای کشتن ویلیام اجیر می کند. بلیک در حالی که زخمی از دست تعقیب کنندگانش فرار می کند با سرخپوستی به نام هیچ کس (گری فارمر) آشنا می شود. هیچ کس، بلیک را همراه خود به سفری دور و دراز می برد و او در شرایطی که آرام آرام در حال مرگ تدریجی است، به کشف سلسله ای از تجربیات و شواهد در اسن سفر می رسد.
تنباکو نداشتن و سیگاری نبودن ویلیام بلیک هم از نکات جالب توجه فیلم بود که نوعی طنز را در آثار جارموش بیان میکند.این فیلم مطلقا وسترن نیست مثلا صحنه هایی که دعوا میشه به طور مسخره و کمدی دعوا میشه که اغلب هم سر چیزهای الکی است و دوباره آشتی میکنند مثل دعوای بچه ها.
اما چرا سیاه و سفید؟چرا جیم جارموش این فیلم را سیاه و سفید میسازد؟منطقی پشت این کار است.در جایی خواندم که این به این علت است که:اگر این فیلم هم رنگی بود مثل بقیه ی فیلم ها معمولی بود اما اکنون با این شکل نه چندان عادی همان چیزی است که باید باشد.فیلمی(در ظاهر)وسترن و عملا در هجو آن و شاید اینکه خیلی از دوستداران فیلم های وسترن این فیلم را دوست ندارند به همین علت است.چون مرد مرده سینمای وسترن را به هجو میکشد.
خیلی ها این فیلم را کسالت آور میخوانند چون بعد از تیر خوردن ویلیام بلیک بیننده با یک مرد مرده طرف میشود که هر لحظه منتظر مرگ او هستیم و ویلیام بلیک هر لحظه منتظر مرگ خود است که باعث میشود تا از هر لحظه ی زندگیش لذت ببرد.
جیم جارموش با مرد مرده وسترن آمریکایی را به هجو می گیرد.خود او در این باره میگوید:مرد مرده فیلمی است درباره ی تصور آمریکایی.در گذشته ی آمریکایی ها چیزی به جز خشونت نیست و اگر نکشند و خونی نریزند روزشان شب نمیشود و این دقیقا همان چیزی است که ویلیام بلیک در پلان اول فیم و در قطار می بیند.
از دیگر نکات مثبت و با معنی فیلم میتوان به این موضوع اشاره کرد که مرگ همواره در کمین انسان اس و دیر یا زود میرسد بی آنکه بتوان از آن فرار کرد.وقتی ویلیام بلیک آرام در قایق میخوابد آب هم آرام است.مرگ به همین سادگی و به همین آرامی روزی می آید و ما را دربر می گیرد.

جیم جارموش، کارگردان مستقل سینمای آمریکا، در ششمین اثر بلند خود فیلمی تحت عنوان "مرد مرده" را ساخت. اثری که همانند سایر آثار این کارگردان، بیش از هر چیز مبتنی بر مولفه های سینمای پست مدرن است، سینمایی که ساختار اپیزودیک، روایت عینی، ایهام و ابهام، تمرکز بر شخصیت اصلی و یکی دو نمونه شخصیت فرعی و پایان بندی باز و سیال از ویژگی های عمده آن به حساب می آید. مکث میان یک سکانس، محو تدریجی یک سکانس و پدیدار شدن سکانس بعدی در این اثر تا حدی جا افتاده است که به مکث میان اشعار از یک بیت به بیت دیگر شبیه است.کسانی که با اشعار شاعر بزرگ انگلیسی ویلیام بلیک آشنا باشند، بهتر متوجه این تکنیک کارگردان می شوند و از آن لذت خواهند برد. اهمیت این اثر زمانی آشکارتر می شود که بفهمیم یکی از منتقدین درباره آن گفته: "اگر تاركوفسكى مى خواست يك فيلم وسترن بسازد، فيلم "مرد مرده" را مى ساخت."
"مرد مرده" روایتی شاعرانه ،طنز آلود و البته تلخ از دو مقوله مرگ و زندگی و چگونگی کیفیت این دو مقوله مجرد است و با اینکه اثری در ژانر وسترن است، اما نمى توان آنرا يك فيلم مطلقاً وسترن به حساب آورد که به راحتی میتوان این مطلب را در سایر فیلم های جیم جارموش از جمله ghost dog و night on earth مشاهده کرد. "مرد مرده" در واقع به نوعی آشنایی زدایی از ژانر وسترن است، به این معنی که استفاده از تضاد عناصر و سمبل های بکار گرفته شده در آن متفاوت از سایر وسترن های رایج سینما بویژه وسترن های کلاسیک است. به عبارت بهتر جارموش به جای آکنده کردن فیلم از تصاویر پر هیاهو و کشت و کشتار ها و یا با شکوه نشان دادن درگیری ها و قهرمان پروری به سبک وسترن های کلاسیک، بش از هر چیز تمرکز خود را حول شخصیت اصلی داستان (ویلیام بلیک) معطوف می کند و او را کسی معرفی می کند که به اجبار و بر حسب تصادف به آدم کشتن و درگیری دست می زند و در آخر هم کفه مرگ او بر کفه زندگی اش می چربد. این مرد برای کشتار و خونریزی و برنده شدن ارزشی قایل نیست و در تمامی صحنه هایی که ما در طول فیلم همراه بلیک با پدیده مرگ روبرو می شویم، عمل کشتن رقت انگیز، تاسف بار و اجباری جلوه می کند و نه عملی باشکوه که قهرمان از انجام آن بر خود ببالد. به عنوان مثال صحنه مرگ بچه آهوی کشته شده در جنگل و صحنه ی زانو زدن بلیک در مقابل مرگ بچه آهو، یا مرگ دو مامور قانون و شباهت سر یکی از آنها در میان هیزم ها با تمثال های هاله دار مذهبی مسیحیان.

جیم جارموش "مرد مرده" را با نگاهی استعاری به دنیای مدرن و متعلقات آن و همچنین با ساختاری پست مدرنیستی آغاز می کند و برای نشان دادن این هدف خود از عنصر لوکوموتیو که به نوعی نمادی از دنیای مدرنیته و گذر از زمان است، استفاده می کند. او مسافران قطار را انسان هایی معرفی می کند که در گذر از هر مکان بی رحمی و یاغی گری خود را نشان می دهند و اثری از چپاول و خشونت را بر جای می گذارند. در واقع جارموش با استفاده از این سکانس ها کنایه ای به مسئله افزایش توحش بشر در گذر زمان می زند و بیان می کند که با حرکت انسان به سوی مدرنیسم اخلاقیات او در جهت معکوس ترقی می کند. اما مقصد این قطار شهر ماشین است، شهری که هم اسم آن نشان از دنیای مدرن است و هم ساکنان و اهالی آن. شهری که علیرغم صنعتی بودنش، شغل تابوت سازی در آن رواج دارد و در و دیوار شهر اکنده از علایم شکار و تخریب محیط طبیعی است و بی عفتی و بی بند و باری در شهر علنی است. جارموش ویلیام بلیک را سوار بر چنین قطاری، به چنین شهری وارد می کند، ورودی که بی شباهت به صحنه ورود قهرمان فیلم "یوجیمبو" کوروساوا به شهر نیست. بلیک قهرمانی است که در همان بدو ورود به شهر و بی هیچ گناهی محکوم به مرگ می شود و ناگزیر ادامه سفر خود را سرگردان، درون گرا، جدا افتاده فرار می کند. فراری که به مانند سفری ناشناخته در سرزمینی نامعلوم است. بلیک در این راه به طرزی اتفاقی با سرخپوستی به نام هیچ کس آشنا می شود، مردی که او نیز به گونه ای از قوم و مردمان خود دور افتاده و رانده شده است. "هیچ کس" بلیک را به سفری دور و دراز و این بار با قایق که نمادی از دنیای گذشته است، به سوی شهری سرخپوستی در کنار رودخانه "آینه آب ها" که استعاره ای از سرچشمه زندگی است، می برد. دهکده ای ساده متشکل از مردان، زنان و کودکان که به صورت واحدی اجتماعی به دور از هیاهو و قوانین شعاری با ارزش های خاص خود زندگی می کنند. به بیان خلاصه تر سفر بلیک به نوعی شبیه به گذر معکوس او از تاریخ است، گذری جسمانی و روحانی که ابتدا از دنیایی خشن، ناامن و پر از دروغ مدرن آغاز می شود و در میانه راه او را با انسانهای بی هویت و مدعی که در اوج آنها مردی مسیحی است که رفتار دوگانه ای با بلیک دارد و دست آخر به بلیک می گوید امیدوارم خداوند تو را به درک واصل کند و بلیک در جواب او خونسردانه،هوشمندانه و ملموس می گوید خداوند قبلا این کار را کرده است،آشنا می کند و سرانجام در پایان به دنیایی بکر و پاک و آرام ختم می شود.
یکی از نکات برجسته این فیلم، موسیقی متن آن است که نباید بی تفاوت و به سادگی از کنار آن گذشت. نبوغ موسیقیدانی چون "نیل یانگ" در کنار سینمای بدیع و منحصر به فرد جارموش به مرز جنون هم میرسد. زخمه های هیستریکی روی سیم های گیتار در لحظات اوج گیری موسیقی بسیار بر ذهن بیننده در القای بهتر مفهوم تاثیر می گذارد.
منابع:aftab.ir و روزنامه ی اعتماد ملی

"دشمنان ملت" یک فیلم حماسی با بازی جانی دپ در نقش گنگستر معروف جان دلینجر است کسی که نسل آمریکایی زمان خود را مجذ وب خود کرد.کارگردان این فیلم مایکل من کارگردان متخصص در فیلم های کلاسیک و گنگستری.از فیلم the insider از راسل کرو تا فیلم the aviator با بازی دیکاپریو و سرانجام گرفتن اسکار برای کیت بلانشت است.
در این فیلم ماریون کوتیلارد بازی میکند که سال قبل اسکار بهترین بازیگر زن در فرانسه را کسب کرد هر چند نباید کریستین بل(بتمن) را هم فراموش کرد که البته ممکن است برای نقش مکمل در اسکار امسال نامزد شود که بالحق هم شایسته است.چون در نقش کارآگاهی که در تعقیب جان دلینجر است ما را به یاد ال پاچینو در فیلم مخمصه می اندازد که با بازیه زیبای خود مکمل مناسبی برای رابرت دنیرو در آن فیلم به کارگردانی همین مایکل من است.
به نظر خیلی از کارشناسان جانی دپ میتواند با دشمنان ملت برنده ی اسکار امسال شود.جانی دپ که تاکنون 3 بار تا 1قدمی اسکار برای فیلم های"در جست و جوی ناکجا آباد" "دزدان دریایی کارائیب" و "سوینی تاد" رفته است شاید این بار بتواند اسکار 2010 را ببرد. به جرئت میتوان گفت جانی دپ در این فیلم پختخ تر.حرفه ای تر و خیلی بهتر از سایر فیلم هایش در نقش خود جای گرفت و سرانجام جان دلینجر را به این شکل که در فیلم می بینیم ایفا کرد.شاید امسال شانس با جانی دپ باشد تا اسکار را ببرد.هر چند نباید به داوران هم اطمینان کرد چرا که معمولا بازیگرانی که نقش های عجیب و غریب دارند را انتخاب میکنند.مثل شان پن در فیلم میلک که یک همجنس باز بود و سرانجام هم اسکار را گرفت.یا همین جانی دپ که در سال 2008 در نقش سوینی تاد که یک آرایشگر خبیث در یک فیلم خون آلود بود را به عنوان نامزد اسکار معرفی کردند اما سرانجام اسکار را نبرد.
جانی دپ در کارنامه ی بازیگری خود بازی در کنار جری لوئیس.مارلون براندو.لئوناردو دیکاپریو.ال پاچینو.کیت وینسلت.چارلیز ترون و کریستین بیل را دارد آنقدر به پختگی در بازی رسیده که دیگر فیلم هایی مثل "نفرت در لاس و گاس" را بازی نکند. جانی دپ بازیگری که همیشه کاراکترهایی متفاوت را در سینمای هالیوود از ادوارد دست قیچی گرفته تا کاپتان جک اسپارو به سینما دوستان معرفی کرده شایسته ی کسب اسکار است.خود او گفته:نمیخواهم به خاطر چهره ام بازی بگیرم.این یعنی همیشه دوست دارد به خاطر نوع بازیش به او بازی دهند نه به خاطر چهره اش که طرفدارانی را برای وی در سراسر دنیا جلب کند.
به هر حال امیدواریم جانی دپ امسال اسکار را ببرد تا سرانجام انظارها به پایان برسد و او نیز اسکاری شود.
گرد آورنده:مهران خدادادی

به گزارش خبرگزاري فارس، به جز اين فيلم چند كار ديگر اين بازيگر سرشناس هم وضعيت مشخصي ندارد و معلوم نيست چه زماين توليدانها شروع ميشود.
«آقاي ليمپت باور نكردني» بر اساس قصه كتاب پرخوانندهاي ساخته ميشود كه قبل از اين «كوين لايما» در سال 1964 نسخه ديگري از آن را كارگرداني كرده بود.
كمدي فانتزي جديد دپ، با نگاهي به اين نسخه سينمايي ساخته خواهد شد.
مسئولان كمپاني برادران وارنر ميگويند در شرايط حاضر، كليد فيلمبرداري فيلم تا زودتر از سال جديد ميلادي زده نخواهد شد.
رسانههاي گروهي ميگويند جاني دپ قرار است در چند فيلم مطرح بازي كند، ولي هر يك از اين فيلمها به دلايلي فعلا جلوي دوربين نخواهند رفت.
به گفته آنها، دپ مثل كاراكتر خود در نسخه جديد سينمايي «آليس در سرزمين عجايب» ،بايد اوقات خود را به بطالت بگذارند.
قسمت چهارم «دزدان دريايي كارائيب» محصول كمپاني «والت ديزني» يكي ديگر از فيلمهايي است كه تكليف آن هنوز روشن نشده است.
خيليها (و از جمله نزديكان بازيگر) ميگفتند اين فيلم كار بعدي دپ در جلوي دوربين سينما خواهد بود و وي دوباره لباس كاركتر «جك اسپارد» دزد دريايي مهربان و دل نازك را بازي خواهد كرد.
ولي زماني كه «گور وربينسكي» گفت پس از كارگرداني سه قسمت قبلي فيلم احساس خستگي ميكند و قسمت چهارم را كارگرداني نخواهد كرد، كشتي توليد اين فيلم به گل نشست.
كمپاني والت ديزني اين روزها به دنبال كارگرداني مناسب براي اين فيلم است، كاري كه احتمالا زمان زيادي ميبرد.
از سوي ديگر، تهيهكنندگان «رنجر تنها» هم فعلا اين فيلم را جلوي دوربين نميبرند. آنها ميگويند فيلمنامه فيلم نيازمند اصلاح است و دو فيلمنامهنويس جديد، اين روزها در حال كار بر روي آن هستند.
دپ در اين فيلم نقش «تونتو» كاركتر اصلي قصه را بازي خواهد كرد.
در عين حال، توليد نسخه سينمايي «سايههاي تاريك» هم با مشكلاتي روبرو شده است. فيلم كه نسخه بازسازي شده يك كار تلويزيوني است، همكاري مشترك جديد دپ با «تيم برتن» كارگردان است.
خب با این توضیحت میتوان گفت بعد ازآلیس جانی دپ هنوز در هیچ پروژه ی دیگری جلوی دوربین نرفته است.
جانی دپ بازی در یک فیلم روسی برای کودکان را قبول کرده است.کارگردان این فیلم الکساندر وخیتو در مصاحبه با سایت the moscow newsگفت:من مکالمه ای 20 دقیقه ای با جانی دپ داشتم و در طول این مکالمه جانی این نقش را پذیرفت.وخیتو میگوید از طریق یکی از دوستانش در میامی به جانی وکیل جانی دپ در تماس است.وخیتو هنوز جزئیاتی از این فیلم را فاش نساخته است به جز اینکه بودجه ی ساخت این فیلم 30 ملیون روسی است که این مبلغ به غیر از دستمزد جانی دپ در این فیلم است که با توجه به حضور این بازیگر هالیوودی اسپانسرها جذب این فیلم میشوند که قرار است سال آینده ساخته شود.
بعد از اکران دشمنان ملت در ماه جولای حالا خبرها از "تخیل دکتر پارناسوز" هر روز بیش تر و بیش تر میشود.این فیلم که قرار بود در ماه ژوئن یعنی درست 1 ماه قبل از اکران دشمنان ملت اکران شود به ماه سپتامبر و حالا نیز به 16 اکتبر موکول شده است.اما بعد از حضور ناموفق این فیلم در جشنواره ی کن قرار است در جشنواره ی جهانی تورنتو بار دیگر به نمایش درآید.
در زیر نقدی کوتاه از این فیلم را درباره ی حضورش در جشنواره ی کن می خوانیم:
در میان فیلمهائی که جایزه بگیر نبودند، یکی از فیلمهای قابل ملاحظه «خیال خانه دکتر پاراناسوس» یا The Imaginerium of Dr. Paranassus. کار جدید کارگردان انگلیسی ی آمریکائی تبار، تری گیلیام Terry Gulliam است -- هنرمند که شهرتش را مدیون سریال مانتی پایتون و فیلمهای درخشان و تخیلی مثل فیلم برزیل است.
قهرمان فیلم جدید او که خارج از مسابقه نشان داده شد، یک آینه سحرآمیز دارد که به مردم امکان می دهد در آن لایه های تاریک و ترسناک تخیل خود را تماشا کنند. این فیلم به خاطر حضور هیث لجر، بازیگر جوان مرگ شده استرالیائی، خبر ساز بود.
ولی خیلی از منتقدها آن را تحویل نگرفتند بیشتر به خاطر ابهام داستانش، از جمله جیمز کریستوفر در تایمز لندن نوشته نمی شود فهمید منظور از آن چیست. و مککارتی در ورایتی یادآور شده که مرگ هیث لجر وسط تولید، به این فیلم لطمه زد و اشاره کرده تری گیلیان ده سال است که بیشتر از ده سال است که نتوانسته قابل ملاحظه ای عرضه بکند.
یاد آور میشوم که این فیلم به دلیل مرگ ناگهانی هیت لجر در اواسط تولید این فیلم مدتی نیمه کاره مانده بود و سرانجام با همت جانی دپ.جودی لاو و کولین فارل که هر یک دوره ای از زندگی تونی(هیت لجر) را بر عهده گرفتند تا آخرین اثر هیت لجر نیمه کاره نماند.این فیلم فیلمی انگلیسی_کانادایی است که بیش تر هم میتوان گفت کانادایی است.اما تری گیلیام دربرنامه یcomic con حضور یافت و از این فیلم و همچنین چگونگی همکاریش با جانی دپ توضیح داد که در زیر سخنان وی درباره ی جانی دپ را می خوانیم:
کارکردن با جانی دپ چگونه است؟چه چیز از جانی دپ را دوست دارید؟
جانی دپ زیرک و بااستعداد است.این چیزی است که باعث زیبایی هماهنگی بین ما میشود.به عنوان مثال میتوانم این را بگویم که بعد از فوت هیت جانی اولین کسی بود که من با او تماس گرفتم چون واقعا نمیدانستم چه باید بکنم.من به او گفتم میتونم روی کمکت حساب کنم و جانی هم گفت:حتما.هر کاری که بخوای میکنم و این باعث حفظ این فیلم شد.
علت این هماهنگی در چیست؟
جانی خیلی باهوش است و خیلی هم بامزه.از نظر او وقت طلاست.وقتی سر صحنه ی فیلم برداری بودیم هر روز ما را می خنداند.هر وقت من ایده ای داشتم او نیز با ایده ای جدید می آمد و به این ترتیب با هم جلو می رفتیم.من بعضی از آن ایده ها را قبول میکردم و بعضی ها را نه. جانی دپ هم میگفت: پس چرا بقیه را اجرا نمیکنی؟!!
طبق اخبار منتشر شده از مجله ی در سپتامبر 2009 "آلیس در سرزمین عجایب" به عنوان یکی از 10 فیلم فانتزی امسال در جشنواره ای کوچک حضور خواهد یافت.تیم برتن نیز در مصاحبه ای با همین مجله بازهم از آلیس گفت:
همه از سرزمین عجایب ذهنیت سرزمینی روشن و کارتون مانند را دارند ولی من به شما قول میدهم که شما در این سرزمین عجایب شاهد مکانی تاریکتر و جالبتر از آنچه فکر می کنید خواهید بود.وی در ادامه گفت:هدف من قرار گرفتن این فیلم جز فیلم های کلاسیک است ولی بیش تر ترجیح میدهم این اثر همواره اثری باشد که همیشه نو و تازه باشد.
«دپ» در فیلم کودک
«جانيدپ»،بازيگرسرشناس هاليوود براي حضور در يك فيلم ويژه كودكان به روسيه خواهد رفت.به گزارش ايسنا، تهيهكننده روسي اين پروژه بدون اشاره به نام اين فيلم اعلام كرد: «جاني دپ موافقت خود را براي سفر به منطقه اورال روسيه و ايفاي نقش در اين فيلم اعلام كرده است.»
در جدول box office بعد از 4 هفته حضور بالاخره از رقابت حذف شد که در نهایت با فروش حدود 90 میلیون دلاری در آمریکا(هنوز آمار دقیقی از سایر نقاط جهان به دست نرسیده) کار خودش را به پایان رساند.
++به گزارش chicagotribune جانی دپ طی مصاحبه ای کوتاه با روزنامه ی britains daily mirror به طور کاملا جدی اعلام کرده دوست دارد در فیلمی موزیکال از سرگذشت کارول چنینگ بازی کند وکارول چنینگ هم اظهار کرده اگر جانی این را مبخواهد حتما موفق میشود.
این هم از این عکس که برانجلینا هم در آن مشاهده میشوند که در موزه ی مادام تیوسدز وکس در هالیوود گرفته شده.
در 2 پست قبلی چکیده ای از مصاحبه ی تیم برتون در برنامه ی comic conرا گذاشتم.تیم برتون در این برنامه از صحبت های صورت گرفته با کمپانی دیسنی درباره ی تریلر،پوستر و...فیلم جدید خود و جانی دپ ."آلیس در سرزمین عجایب"سخن گفت.در این مصاحبه همچنین درباره ی کار خود و همچنین رابطه ی کاری خود با جانی دپ نیز سخن گفت.
در زیر مهمترین سخنان رد و بدل شده در این مصاحبه را می خوانیم:
لطفا تصور خود از"آلیس در سرزمین عجایب" را شرح دهید؟
خب این فیلم بر اساس ایده ها(نویسندگی) لوئیس کارو و برگرفته از جو بروکی پم است.فیلم های قبلی ساخته شده درباره ی آلیس همیشه او را دختری سرگردان در سرزمینی اعجاب انگیز توصیف میکرد و ما سعی کردیم تا به او حس پرشوری بدهیم.
چه چیزی باعث حضور جانی دپ در نقش مد هتر شد؟
گریم او شبیه خیاط های زنانه است.من فکر میکنم بین نقش های موجود در "آلیس در سرزمین عجایب" آنها اغلب چهره هایی شبیه دیوانه های بی ادب و بی مخ و بد قواره هستند.فکر میکنم او(جانی دپ)سعی کرده که مد هتر را یکفرد انسان دیوانه اما برگرفته از یک انسان باکیفیت.با تفکر و بر خلاف سایرین نشان دهد.او سعی کرده تا مد هتر را فردی با فهم تر و متفکر تر نسبت به دیگران جلوه دهد.ما سعی کردیم تا به هر نقشی نوعی دیوانگی خاص و ویژه ای بخشیم(در این سرزمین هر کس دیوانگی خاص خود را داشته باشد).جانی دپ برای هر نوع دیوانگی مناسب است.حدس میزنم چون خودش هم دیوا نه است.
وابستگی شما با جانی دپ در چیست؟
ما مدت زیادی است که با هم به خوبی کار میکنیم و این همیشه موجب شگفتی من میشود وقتی می بینم او میتواند چه نقش هایی را به سرانجام برساند و برای من کار کردن با او همیشه لذت بخش است چون همیشه کارهایش متفاوت است.این همیشه موجب شگفتی من میشود.
تدوین این کار چقدر طول میکشد؟
خب. فیلم در مارچ 2010 به روی پرده ی سینما می آید(حدود 9 ماه دیگر) و من امیدوارم بیشتر صحنه های فیلبرداری شده در نهایت در فیلم قرار بگیردند.اگر شما هم بفهمید کدام صحنه های ی فیلم حذف شده اند حتما عصبی میشوید.
لازم به ذکر است که این فیلم درباره ی داستان قدیمی و دوست داشتنی "آلیس در سرزمین عجایب" است که تا به حال کارتون ها.انیمیشن ها و فیلم های زیادی از روی این داستان ساخته شده و این جدیدترین و به احتمال زیاد زیباترین آن ها خواهد شد که در این فیلم متفاوت ترین مسائل حضور جانی دپ.هلنا بونهام کارتر به عنوان بازیگر و تیم برتون در نقش کارگردان است که از تکنولوژی پیشرفته نیز در ساخت آن استفاده شده.
در ضمن فردا ۵ آگوست جانی دپ بار دیگردر برنامه ی دیوید لترمن حضور خواهد داشت.
بله بعد از اکران دشمنان ملت و حواشی آن در چند هفته ی گذشته حالا هر روز از طریق سایت های معتبر اخباری مبنی بر ساخت مجموعه ی جدید کارائیب درج میشود و در زیر اخبار برخی از سایت ها رامی خوانیم.
به گزارش سایت coming soon دزدان دریایی کارائیب4 سال 2011 اکران میشود!!
در این گزارش آمده کمپانی دیسنی Disney یکی از پروژه های آینده ی خود را "دزدان دریایی کارائیب 4"به تهیه کنندگی جری براکهیمر اعلام کرده است.مسئولان کمپانی دیسنی اعلام کردن دزدان دریایی کارائیب 4 در آوریل یا می سال آینده(2010) کلید میخورد و ما امیدواریم در سال 2011 اکران شود ونکته ی مهم برای ما در دست داشتن داستان خوب وتماشاگر پسند است.
به گزارشIES8 تهیه کنندگی را جری براکهیمر و کارگردانی قسمت چهارم را راب مارشال در دست دارند و احتمال حضور کیرا نایتلی نیز کم است.
جری براکهیمر و کمپانی دیسنی قصد دارند تا فیلمبرداری قسمت چهارم دزدان دریایی کارائیب را هر چه زودتر شروع کنند یعنی قبل از پروژه ی جدید جانی دپ با نام که قبلا هم جانی دپ این پروژه را تایید کرده است.
به گزارش Varietyکمپانی دیسنی در حال نزدیکی به راب مارشال برای تعیین وی به عنوان کارگردان قسمت چهارم دزدان دریایی کارائیب و با بازگشت دوباره ی جانی دپ در نقش کاپتان جک اسپارو در سال 2011 است.کمپانی دیسنی که از اکران جهانی 3گانه ی "دزدان دریایی کارائیب" یعنی نفرین مروارید سیاه.صندوقچه ی مرد مرده و پایان دنیا به کارگردانی "گوروینسکی" 2.6میلیارد دلار بدست آورده و حالا امیدوارند تا در قسمت چهارم به کارگردانی راب مارشال نیز موفق شوند.

راب مارشال
راب مارشال برنده ی اسکار کارگردانی_کسب جایزه ی برترین فیلم موزیکال"شیکاگو" و همچنین کار با بازیگرانی همچون دنیل دی لوئیس(برنده ی اسکار بهترین بازیگر مرد2008)پنه لوپه لوییز.ماریون کوتیلارد(برنده ی جایزه ی بهترین بازیگر زن فرانسه در سال 2008 و همچنین همبازی جانی دپ در فیلم دشمنان ملت).نیکول کیدمن.کیت هادسون و سوفیا لورن را در کارنامه ی خود می بیند.
ما هم امیدواریم تا هر چه زودتر فیلمبرداری این فیلم شروع شود و کیرا نایتلی هم در نقش الیزابت سوان دوباره حضور داشته باشد چون در صورت غیبت او حضور اورلاندو بلوم هم در هاله ای از ابهام قرار می گیرد.
تیم برتن(دوست قدیمی جانی دپ و کارگردان برجسته ی سینما)23 جولای صحنه ی برنامه ی comic conرا برای صحبت درباره ی نظرات و مشی ذهنی خود از آلیس در سرزمین عجایب در دست گرفت.
تیم برتن:من از وقتی مدرسه میرفتم در این برنامه شرکت نکرده بودم هر چندآن زمان هم افراد کمی در اینجا بودند.
او در ادامه میگوید:این فیلم جدید داستان قدیمی "آلیس در سرزمین عجایب" را دنبال میکند که در این داستان آ لیس وارد یک سرزمین عجایب و ماورا میشود.این فیلم براساس قلم(نویسندگی)لوئیس کارول ساخته شده است.
تیم برتن بسیار تلاش کرده تا احساسات آلیس را فراتر از یک داستان بسازد.وی در ادامه ی این برنامه میگوید:خب چندین فیلم دیگر از این داستان عامه پسند ساخته شده است که من هرگز مخالفتی با آنها ندارم.آلیس همیشه کارکتر یک دختر سرگردان حول یک نقش دیوانه کننده بوده و من تلاشی واقعی برای ایجاد چارچوب و صحنه هایی کردم که در سایر فیلم های آلیس وجود نداشته باشد که این باعث ایجاد نوعی درگیری ذهنی در من میشد.
تیم درباره ی نقش جانی دپ در این فیلم یعنی مد هترنیز میگوید:بعضی از ویژگی ها و خصوصیات نقش مد هتر باعث ایجاد سوالاتی در ذهن بیننده میشود.در خیلی از نسخه های این داستان نکته ی مورد توجه این بوده که در انواع بازی های گرفته شده در شخصیت مد هتر هدف رساندن جنبه ی بیرونی انسانی در کارکترها برای بیان قدرت نقش هاست.
من در هر زمان با جانی دپ کار کردم و این کاری است که او انجام میدهد و او یک استثناست.
ترجمه: مهران خدادادی
فرشتگان آلوده صورت عنوان نقدی است که دیوید تامسون منتقد برجسته ی فیلم برای این نقد انتخاب کرده است که بیشتر سعی شده تا نگاهی به کارهای مایکل من و تازه ترین اثر او یعنی دشمنان ملت پرداخته شود.
فرشتگان آلوده صورت:

آيا مايکل مان يک نابغه است؟
افرادي پيدا ميشوند که مدعياند مايکل مان يک نابغه است و همچنين وي را در ميان فيلمسازان شاغل در آمريکا مستعدترين و توانمندترين سازنده لحظات ناب سينمايي ميدانند. عمدتا به همين دليل است که بسياري از شيفتگان سينما چشم انتظار «دشمنان مردم» هستند. تماشاي فيلمي از مايکل مان آنهم فيلمي در قالب سنتي نوآر که وي در آن سررشته دارد درست مانند نظاره عظمت و وقار سبکي استادانهدر رسانه سينماست که رفتهرفته سبک در آن رنگ ميبازد. تماشاي فيلمي از مايکل مان به تماشاي فرد آستر ميماند که در فيلمي مشغول هنرنمايي است؛ يا به تماشاي يوهان کرايوف در حالي که نتيجه يک بازي چرند فوتبال را تغيير ميدهد. اينها صحنههايي هستند که ميتوان بارها و بارها از تماشايشان لذت برد. آن صحنهاي از «مخمصه» را به ياد بياوريد که پليس (آل پاچينو) ميفهمد وقتش رسيده تا به ملاقات رهبر گنگسترها (رابرت دونيرو) برود و با نقشهاي که کشيدهوي را در لسآنجلس به دام بيندازد. تاريکي شب لس آنجلس را فرا گرفته است (احتمالا زمان و مکان محبوب مان). وينسنت در نقش پليس از مجوز و ابزار لازم برخوردار است تا با کمک يک هليکوپتر در بزرگراهي که شخصيت شرور فيلم، نيل، در آن رانندگي ميکند فرود بيايد. اما وي به سمت يک ماشين تغيير مسير ميدهد و کمي بعد نيل را در ميان ترافيک پيدا ميکند. وينسنت نيل را مجبور به پارک کردن ميکند و هر دو قبول ميکنند به اتفاق هم يک فنجان قهوه بنوشند. به کافي شاپ برش ميخورد؛ دو مرد پشت يک ميز؛ برشهاي متقاطع بهوسيله مديومشاتهايي که حرف زدن آن دو را پوشش ميدهد. به عبارت ديگر هرگز کاملا مشخص نميشود که اين دو نفر در زمان واحد کنار هم حضور دارند. آندو صحبت ميکنند و به ما – به شما - بستگي دارد تا تصميم بگيريد آنچه ميشنويد سرشار از نبوغ و يا مملو از مهملات است. نه گفتوگوهاي آندو فاقد حس و حال عاشقانه است و نه بازي چهره به چهره پاچينو و دونيرو چيزي غير از آنچه انتظارش را داريم است. حرفهايي هم که از دهانشان خارج ميشود چيزي جز اين نيست که: دزدها و پليسها شبيه هم هستند، کارشان را بايد انجام بدهند، کار خطرناک و تحميليشان را، اسلحه و ماشين دارند و معمولا به يکديگر احترام ميگذارند. اما اين چيزها در نهايت به مساله مرگ و زندگي ختم ميشود. به همين دليل است که آن دو (بازيگران و نقشهايشان) سر تعظيم در برابر يکديگر فرود ميآورند و ما هم بايد خيلي خشک مغز باشيم تا تحت تاثير فريبندگي، رفاقت و حرفهاي معمولي اما مدهوشکنندهاي که آن دو به زبان ميآورند قرار نگيريم. بگذاريد يک چيز را به يادتان بياورم: دزدها و پليسها شبيه هم نيستند. نميخواهم تقديرگرايي مندرسي که بر اساس آن برخي از پليسها فاسد هستند و برخي از دزدها شريف را به چالش بکشم. چه بسا که همينطور باشد. اما تفاوت در نحوه نگرش آنها به جامعه و آرمانهايشان نبايد تحت تاثير تشابهات زودگذر و سطحي قرار بگيرد. اگر در زندگيتان از جنايتکاران زخم خورده باشيد ميدانيد که ميان آنها و پليسها تفاوت وجود دارد. بگذريم از اينکه سينما ميتواند آنان را به شکل دو نوع سامورايي به تصوير بکشد که در جدالي تماشايي به جان هم افتادهاند؛ بگذريم از اينکه مايکل مان با تجاهلي خودخواسته آنان را کنار هم قرار ميدهد.
با اين حال مايکل مان 66 ساله بهترين پيرپسر فيلمساز در جهان است. وي دانشگاه را در ويسکانسين و در مدرسه سينمايي لندن تجربه کرد و در محصولات پليسي/جنايي تلويزيون خوش درخشيد: مان تهيهکننده اجرايي سريال «ميامي وايس»بود و گام مهمي در سبک و سبکپردازي خشونتهاي خياباني برداشت.
آلیس در سرزمین عجایب،کریسمس کارول(جیم کری) وtron aegacy این ۳ فیلم هستن.
