
جری براکهیمر تهیه کننده ی کارائیب 4 که در پروژه ی جدید جانی دپ "the lone ranger” در اظهاراتی جدید اعلام کرد که مراحل مقدماتی این فیلم درحال انجام است.
تنها اطلاعات درباره ی این فیلم این است که جانی دپ در نقش تونتو بازی میکند اما هنوز کارگردان کار هم معرفی نشده است.
جانی دپ در فرش قرمز دشمنان ملت درباره ی این پروژه گفته بود:
ما در مراحل اولیه ی این کار هستیم و هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد. اما من احساس خوبی دارم و پیشنهادات جالبی درباره ی نقش های این فیلم دارم.
اکران " کارائیب 4" در سال 2011: حضور دوباره ی جانی دپ در نقش کاپتان جک اسپارو...
این خبر را مسئولین کمپانی دیسنی در جشنی در میان هزاران طرفدار این کمپانی و به خصوص 3 گانه ی "دزدان دریایی کارائیب" اعلام کردند و در این لحظه بود که جانی دپ بر روی صحنه آمد. این خبر به طور قطعی بعد از اما و اگرهای زیاد اعلام کردند.
در این جشن چهره های مطرح دیگری مانند جان تراورتا.نیکلاس کیج و تیم برتن هم حضور داشتند.
خب دوستان من چندروزی به دلیل اسباب کشی![]()
نیستم... .
تا بعد![]()
خب بالاخره بعد از مدت ها تعویق در اکران این فیلم سرانجام کمپانی فیلم سونی اعلام اکران این فیلم در کریسمس را در آمریکا اعلام کرد که با توجه به زمان اکران میتواند مورد توجه جشنواره های مختلف فیلم در سراسر دنیا از جمله آمریکا قرار گیرد.
لازم به ذکر است که "تخیل دکتر پارناسوز" به کارگردانی تری گیلیام و آخرین بازیه هیت لجر است که بعد از مرگ او جانی دپ.جودی لاو و کولین فارل نقش وی در این فیلم را تکمیل کردند.

موفق باشید...
نظر یادتون نره...
برای جبران این اشتباه موزیک متن زیبای "مرد مرده" رو برای دانلود میذارم...
با پسوند mp3 و حجم ۳.۱۸MB
ادوارد دست قیچی(Edward Scissorhand )

کارگردان:تیم برتون
فیلم نامه:تیم برتون. کارولین تامپسون
موسیقی:دنی الفمن
تهیه کننده:تیم برتون.دنیس دینووی
بازیگران:جانی دپ.وینونا رایدر.دنی ویلست.آنتونی مایکل هال.کتی بیکر.رابرت اولی بریو وینسلت پرایس.
محصول 1990 آمریکا
خلاصه ی داستان:
در کوهستانی در یک شهر کوچک مخترع پیری زندگی میکرده که در حین ساختن یک انسان میمیرد و دستهای این اختراع نیمه تمام می ماند و به صورت قیچی باقی می ماند.در این شهر زنی که تبلیغات محصولات آرایشی رو به عهده داشته متوجه خانه ی بزرگی بر روی کوهستانی در نزدیکی شهر میشود و با فکر فروش محصولات خود به آن خانه میرود و متوجه مردی با دستهای قیچی مانند میشود که او همان ادوارد دست قیچی است.او تصمیم میگرد که ادوارد را با خود به شهر ببرد تا با او زندگی کند...به زودی همه ی شهر متوجه او میشوند و برای دیدن او لحظه شماری میکنند.ادوارد بعد از مدتی علاقه مند به دختر جوان (کیم)میشود و البته به آرایشگری روی می آورد وکم کم متوجه وقایعی در این دنیا میشود.
اولین همکاری جانی دپ و تیم برتون با این فیلم رقم خورد.فیلمی که سکوی پرتابی برای هر دوی آنها بود.
داستان را راوی فیلم(کیم) برای نوه ی خود تعریف میکند.این فیلم دارای جنبه های مختلفی است که از جمله تخیلی بودن تقریبی آن.همانطور که همه میدانیم تنها کسی که میتواند روح در بدن انسان ایجاد کند خداوند است و هیچ کس جز او قادر به انجام این کار نیست...در این فیلم میبینیم که ابتدا مخترع ادوارد سعی میکند تا به او کارهایی همچون خوردن.خندیدن.گوش دادن و صحبت کردن را یاد بدهد و برای او داستان تعریف میکند تا او را با محیط دنیایی آشنا سازد.
اما این مسئله که او بتواند قدرت درک و عواطف و احساسات داشته باشد کمی اغراق آمیز است به طوریکه در ادامه میبینیم که او به دختری دل میبندد و تمام سعی و تلاش خود را برای جلب توجه او میکند.حتی زمانی که یکی از زن های شهر سعی در ایجاد رابطه با او میکند از او دست میکشد.قطعا اگر این عواطف در ادوارد وجود نداشت این فیلم درست از آب در نمی آمد.البته در پایان فیلم هم میبینیم که ادوارد فنا ناپذیر است و این یکی دیگر از جنبه های تخیلی بودن این فیم است.
درام فوق العاده زیبای تیم برتون به همراه بازی جانی دپ این حس را دربیننده ایجاد میکند که هر کس معلولیت جسمانی به طور خواسته یا ناخواسته دارد باید به او توجه کرد.ادوارد دست قیچی شخصیت مردی است که به طور نا خواسته در این دنیا به وجود آمده بدون اینکه چیزی از خوردن.خوابیدن.راه رفتن و تمام کارهایی که هر انسان عادی میتواند انجام دهد بداند و حالا با ناتمام ماندن کار جسمانی خود دست و پنجه نرم میکند و با ورود به دنیای واقعی متوجه وقایع جدیدی در این دنیا میشود.


۱.مجله ی empire نسخه ی سپتامبر 2009:
_ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -_
_ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - _
1.ملاقات جانی دپ با کودکان در بیمارستان great ormond street که بعد از مدت ها انجام شد.
2.بعد از مدتها دوری از خانه در شهر نایس فرانسه جانی دپ 25 اوت در فرودگاه نایس با گیتار و فنجان قهوه ای در دست دیده شد.در زیر عکسی از جانی در فرودگاه را می بینید که بعد از تور سراسری اکران دشمنان ملت و حضور در برنامه ی comic con اولین حضور وی در میان مردم بود.

جداي از تريلوژي بسيار پرفروش "دزدهاي دريايي كارائيب" و تك فيلمهايي مثل "چه چيزي گيلبرت گريپ را ميخورد؟" جاني دپ هميشه به عنوان همكار اول تيم برتون و بازيگر محبوب اين كارگردان غيرمتعارف آمريكايي و به خاطر بازي در 6 فيلم وي مشهور بوده است. اين همكاري مؤثر و خاص و ديرپا با فيلم درخشان "ادوارد دستقيچي" در سال 1990 شروع شد و با "ادوود" (94)، "اسليپي هالو" (99), "عروس جنازه"(2004) و چارلي و كارخانه شكلاتسازي"(2005) استمرار يافت و مدتي است كه نوبت به "سوئيني تاد" رسيده كه برخلاف كارهاي قبلي مشترك دپ و برتون يك فيلم موزيكال و مبتني بر ترانههاي زيبا و مشهور خالق اين نمايش يعني استيفن ساندهايم است و بر تئاتر موزيكالي متمركز و متكي است كه از موفقترينهاي ژانر خود در دو دهه اخير بوده و سالها در برادوي و لندن فروخته است. اين طبعاً اولين تجربه جاني دپ و البته تيم برتون در ژانري بسيار ناآشنا و نچسب براي آنان يعني سينماي موزيكال است، اما اكثريت معتقدند براي آنها تجربهاي موفق بوده است و كانديدا شدن دپ براي جايزه اسكار برترين بازيگر مرد نقش اول سال (جايزهاي كه در نهايت نه سهم دپ، بلكه نصيب دانيل ديلوئيس شد) نشانهاي از همين موضوع است. ببينيم خود دپ 44 ساله چه ميگويد...
شما چندي پيش اولين موزيكال خود را با "سوئينيتاد" تجربه كرديد. چطور بود؟ آيا امكان دارد چنين تجربهاي را تكرار نماييد؟
-در سال 1988 با جان واترز فيلم" "Cry baby را ساختيم كه از ديدگاهي يك موزيكال بود، اما نه آن فيل-م كاملاً موزيكال بود و نه من آوازها را ميخواندم و آن كار را به ديگران سپرده بودند. تيم برتون به واقع اولين كسي بوده كه آنقدر شجاعت داشته كه اجازه بدهد آوازها را خودم بخوانم. شايد اولي باري بوده باشد كه آواز ميخوانم، چون من معمولاً زير دوش هم ترانه نميخوانم! با اين وجود وقتي بر دغدغهها و ضعفهاي اوليه خود فايق آمدم, از حاصل كارم راضي بودم و از شرايط موجود لذت بردم. به واقع ت-رانهها و ملوديهاي استيفن ساندهايم در سويينيتاد آنقدر زيبا هستند كه من هم نميتوانم آن را خراب كنم.
نگفتيد كه بالاخره در موزيكالهاي ديگري هم شركت خواهيد كرد يا نه؟
-نه، فكر نميكنم.
سختترين قسمت كار در "سويينيتاد" كدام بود؟
-طبق قراري كه با تيم برتون گذاشته بوديم، بايد ابتدا آوازها را در داخل استوديو اجرا ميكرديم و همه چيز ضبط ميشد و سپس در موقع فيلمبرداري، آن آوازها پخش شود و تا لب بزنيم، اما وقتي فيلمبرداري شروع شد، ديديم در نميآيد و احساس و تكامل صحنه ميطلبد كه باز هم و در همان لحظات فيلمبرداري دوباره بخوانيم و با تمامي انرژيمان نيز بخوانيم.
خب، تركيب احمقانهاي ميشد، زيرا در عمل آوازها دو بار اجرا ميشد. اعتقاد تيم برتون اين بود كه اگر در زمان فيلمبرداري و برداشته شدن صحنهها بازيگران دوباره همان آوازها را اجرا نكنند، فيلم حس و حال كارهاي صامت را پيدا خواهد كرد و بازيگران در عين شلوغي و سروصدا، در سكوت گرفتار خواهند آمد. البته تعدادي از بازيگران فيلم احساس و نظري مخالف ما داشتند و ميگفتند چون يك موسيقي "از قبل آماده شده" پخش ميشود، نوعي آزادي و راحتي ذهن به آنها دست ميدهد.
آيا به هنگام خواندن سعي داشتيد اداي فرد خاصي را درآوريد و مثل يك خواننده مشخص و معروف بخوانيد؟
-نه, هيچ فرد خاصي را در ذهن نداشتم، عدهاي ميگفتند صدا و نوع خواندنات مثل ديويد بووي شده است، اما اگر هم شده باشد، غيرعمدي بوده است. با اين حال قياس شدنم با هر يك از بزرگان اين حرفه برايم يك افتخار است.
همواره گفتهايد كه قسمتي از وجودتان در هر يك از رلهاي محوله به شما وجود دارد. بنابراين كدام بخش از شما را بايد در سويينيتاد نشان كرد؟
-خب، من قبلاً نيز يكي از دو نفر را اصلاح كرده بودم و در نتيجه بخشي كوچك از زندگي حقيقيام در سويينيتاد جلوهگر شده است!
آن يكي دو نفر چه كساني بودند؟
-مطمئناً تيم برتون نبودند!
آيا زنده ماندند؟!
-بله، صددرصد. الان هم "راست راست" راه ميروند و هنوز سالم و زندهاند!
اين لهجه را از كجا و چگونه براي خودتان جور كرديد؟
-از خودم درآوردم و هيچ آدم و زبان خاصي مدنظرم نبودند.
سويينيتاد با اين قيچيها و تيغها كه در دست دارد، شبيه به هفتتيركشهاي قاتل شده است، نظرتان چيست؟
-بد نبود، اما كشتن مردم (قتل كاراكترها براساس قصه) قسمت سخت ماجرا نبود زيرا بالاخره اتفاق ميافتادند و آن چه دشوار بود، كف صابون ماليدن به صورتشان و اصلاح آنها يا كوتاه كردن موهايشان بود. اين كار واقعاً مرا ميترساند و خسته ميكرد و به واقع تيغها فقط در آن لحظات براي من آزاردهنده بودند و نه در دقايق قتل آدمها، بهرحال ما كه ذاتاً آرايشگر نيستيم.
آيا شما همسو با عدهاي اين قصه را نوعي رستگاري و تلاش كاراكترهاي اصلي براي رهايي نميدانيد؟
-چه بخواهيم و چه نخواهيم اين يك قصه انتقام و خونريزي است و شايد چنين حس و گرايشي در وجود همه ما باشد. خود من از طرفداران سرسخت اين ايده هستم و اصلاً وجود اين حس (انتقامجويي) را در خودم انكار نميكنم و هميشه آن را داشتهام.
سويينيتاد قصه فردي است كه ميخواهد از طريق بريدن سرمشتريهايش (در يك آرايشگاه) وحشتهاي نازل شده بر وي درگذشته را جبران كند و بابت آن انتقام بگيرد.
ولي آيا كاراكتر سويينيتاد در پايان قصه احساس رضايت و رهايي ميكند؟
-بله، او در خاتمه ماجرا احساس كامل بودن ميكند. اين را فيلم به ما ميگويد.
شما در برنامه Fast show شركت كردهايد. بنابراين شايعه كوشش شما براي يافتن جايي در فيلم "دكتر هو" تا چه حد صحت دارد؟
-اصلاً صحت ندارد. من هيچ كاري براي راهيابي به اين فيلم انجام ندادم، اما در مورد Fast show هر كاري كه از دستم برآمد، صورت دادم زيرا اين يكي از درخشانترين برنامههاي نمايشي است كه تا به حال ديدهام. يادم ميآيد كه به دنبال وايت هاوس (تهيهكننده آن برنامه) افتادم و بيرون درب خانهاش منتظر ماندم و يك ماسك با نمك هم روي صورتم گذاشتم تا نرم شود و مرا بپذيرد. اين طوري بود كه آن رل را بدست آوردم.
آيا واقعاً اين كارها را كرديد؟
-اين مهم نيست و نكته پر اهميت اين است كه به آن نمايش راه يافتم.
منبع:ایران نیوز
ضمیمه:
یکی از دوستان درباره ی چگونگی اجرای زیرنویس فیلم ها پرسیده بودن.برای اجرای زیرنویس فیلم ها اولا برای کیفیت بهتر و سهولت در اجرای فیلم و زیرنویس آن بهتر است با برنامه ی power dvd فیلمها را اجرا کنید.بعد از اجرای فیلم با کلیک راست کردن بر روی صفحه ی نمایش فیلم و انتخاب گزینه ی subtitle میتوانید زیرنویس های فیلم را مشاهده کنید و با کلیک بر روی هر کدام میتوانید زیرنویس مورد نظر را اجرا کنید.